از امروزمان - تاریخ: 1402/12/1 ساعت: 14:11
امروز سومین سالگرد عقدمونهسه سال پیش همچین روزیبعد از کلی ماجرا اسممون رفت تو شناسنامه همشد اولین شب آرامش بعد از اونهمه استرسی ک کشیده بودیمعقد محضری بود با ی عاقد بد اخلاقاوج کرونا بود و همه با ماسک اومده بودنهمش ترس اینو داشتیم نکنه یکی طوریش شه ب خاطر عقد مای چیز عجیب غرییی بود میدونی۲۷ شهریور ک...
- تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 0:04
دومین سالگرد عقدمون مصادف بود با استارت چاردستو پا حرکت کردن جانان:)وحید ماموریت بود و کیکی ک سفارش داده بودم موند رو دستم و سورپرایزم مالید :)بیست و هشتم رو مرخصی گرفت عصر رفتیم چن تا عکس گرفتیم تو باغ و شبم چن تا عکس سه نفری با کیکمونامروز بیست و نهم دیبیدار شدم خمیر درس کردمگوشتارو گذاشتم یخشون ب...
دیپ کما - تاریخ: 1398/11/26 ساعت: 13:06
امروز امین اکسپایر شدجلو چشای منپشت درای بسته icuوقتی فرناز و خاله ازم انتظار ی خبر خوب رو داشتنآخ ...
صاعقه ای بود ک فرود امد - تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 22:22
و مهتاب ک خود را ب رخ میکشد امشب :) 5:17 بامداد بیست و هفتم تیر ماه
هولتر مانیتورینگ - تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 6:50
من صاحب زبان نفهم ترین اشکهای دنیا بودم ک نمیفهمیدند تو تاکسی نباید سر بخوردند روی صورتم ک نمیفهمیدند بیمارستان جای گریه کردن نیست زشت است و ب روپوش سفید نمی آید آنهمه اشک من صاحب زبان نفهم ترین اشکهای دنیا بودم
DRS کوچولو - تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 6:50
موفق ترین باش تو شرایطی ک هسآورین بوس بر کلت مادر جانلبخندترینا بهت
پل هوایی - تاریخ: 1397/9/23 ساعت: 5:44
امروز ی اتفاق وحشتناک برام افتاد اتفاقی ک هیچ وقت یادم نمیره ترس و وحشت اون لحظه گریه های اون لحظرو هیچوقت یادم نمیره... دوییدن و سکندری خوردن و دوباره دوییدن و اشک ریختن تنها دستوری ک از مغزم میگرفتم همین بود:بدو بدو تا میتونی بدو
اشانتیون - تاریخ: 1397/9/19 ساعت: 16:34
بیا سعی کن خودتو ب جایی برسونی ک دلخور شدن دیگران سر چیزای بیخود و حرف حقت مهم نباشه اخم و تخم دیگران برات مهم نباشه حق طبیعیه توعه ک بخوای تو اتاقت درس بخونی و بابتش بخوای ساکت باشن پس ب قول سحر: خوب ب درک خوب ب درک +اگه بگی معذرت میخوام و ببخشید و هر کوفت دیگه ای میکشمت...
.... - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:04
اولین CPR که توش شرکت کردم و متاسفانه نا موفق بود (دیر رسونده بودن بیمار رو و گلدن تایم از دست رفته بود و مرگ مغزی شده بود) ساعت:2:52 AM روز پنجشنبه هشتم آذر 97 +عنوان هرچیزی میتونه باشه هر چیزی +ی حالیم ی حال عجیب +مث "متاسفم هرکاری از دستمون برمی اومد انجام دادیم ولی .... "تو فیلما +صدای ناله های ...
بکپ دخترم بکپ - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:04
از مضرات شیفت شب اینه ک روز بعدش کلا خوابی شبشم کپیدنت نمیاد هرچند میخوای صب زود پاشی بری کتابخونه بیمارستان و دو هفته ای ک نتونستی بدرسی رو جبران کنی
فحشایی ک جدیدا میدهم - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:04
آشغال ی وری (آقای عباسزاده مربی اورژانس ک بهم ۱۹/۵ داد) کثافت عوضی دوهزاری (مشاور ) +بی ادبیجات
نو اعصاب - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:04
حس کوبیدن و لهیدن و کتلتیدن برخی افراد بر روی دیوار را بعنوان حس ششم خویش نام مینهم...
درسینگ تایم - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:04
چیه این دلتنگی ک خراب میشه رو دل آدم و نمیذاره نفس بکشی؟؟؟؟
حس خوب - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 12:17
اینکه آدم یک روزی را داشته باشد برای خودش که باعث شود یک سری ها زنگ بزنندو بهش تبریک بگویند خوب است انگار ک یک چیز شیرینی ته دلت آب شده باشد حتی اگر فرداش امتحان مدیریت داشته باشی +منو چ ب تئوری مک کله لند (میخوانیم کله قند)
روزی خواهد رسید. - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 12:17
همه چیز تمام شد فردا باید بروم عقاید یک دلقک را بگیرم و 4 اثر از فلورانس راشاید سینما هم بروم دست خودم را بگیرم و یک هفته کنار خودم باشم با خودم زندگی کنم صبحها کتاب بخوانم و عصر ها بروم بیمارستان صبحها دست ب کتاب و عصرها دست ب خون میخواهم یک هفته آب از آب تکان نخورد خسته ام نه اندازه دو هفته امتحان...
آوار - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 12:17
وقتی بغض سنگین تو صدای پدرت را میشنوی و دستت به هیچ جایی بند نیست ...
سفید - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 12:17
این طرف پنجره شیر داغت را سر بکشی آن طرف پنجره برف ببارد کاش دنیا همینطور سفید میماند...
بی خود - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 13:21
امان از دستهایی ک کوتاهندکه نمیرسنددر پی خودتبی خودتمیدویمیرویمیگردیمیگرییو باز زندگیزندگی بی خودتامان از دستهایی که کوتاهندکه حتی به خودت هم نمیرسند
ندارد - تاریخ: 1396/10/29 ساعت: 13:21
از دیروز مامان نبود ک زنگ بزند از دیروز انگار هیچکس نبود بغض چنگ انداخته بود و خستگی و خواب و بیداری به طرز ب درک طورانه ای مهم نبود ک مادران حذف شود قلب و کلیه کم شود ب درک واژه ای بود بالا بلند ک سایه انداخته بود روی این روزهام
کارگران مشغول کارند - تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 1:29
  وقتی با خودم میجنگم ک ننویسم برات از دلتنگی از اینکه چقدر دلم گرفته   #عنوان از قول تو